این شعر را تقدیم میکنم به ساحت مقدس حضرت بقیة الله(عج) و مراجع عالی قدر حضرت آیت الله وحید خراسانی و سید محمد صادق حسینی شیرازی:
دنـیای ما شده هـوس وتو شتاب کن
من هـم برای آمدنت گریه می کنم
ایـن گریـه های غریبی برای توست
آقـا برای آمـدنت گـریه می کنم
اصلا مُهم نیست که چه روزی تو رفته ای
هـر روز وشب برای آمدنت گریه می کنم
شـعر ظهور تو سخت است ولی ببین
با شعرها برای آمدنت گریه می کنم
هـر روز جمعه ای که برفت و نیامدی
این دل گرفته برای آمدنت گریه می کنم
ای یـوسفی کـه شـده چـاه منزلت
من سالهاست برای آمدنت گریه می کنم
آقـا بس است غیبت و من پیر گشته ام
پیرم ولی برای آمدنت گریه می کنم
پـیران ما هـمه مُـردند و تـو هنوز
در غیبتی برای آمدنت گریه می کنم
رویا شـده ظـهور تو آقـا بیا که من
ازهــجرتوبرای آمدنت گریه می کنم
بایـد که در قنوت نمـازهای واجـبم
خوانم فرج برای آمدنت گریه می کنم
شاید کـه در فراغ تو من زندگی کنم
اما چه خوب برای آمدنت گریه می کنم
از بـس گناه کـرده ام آقا ببین که من
رویم سـیاه برای آمدنت گریه می کنم
آنقـدر من دروغ گفته ام آقا بیا که باز
شرمنده ام برای آمدنت گریه می کنم
پرسـیدم از تو کـه ای پیر خـسته دل
تعـجیل کن برای آمدنت گریه می کنم
پرسیـدم و تو گفتـه ای در جواب من
مـن خود بـرای آمدنم گریه می کنم
من کلب الحیدرم که در آستان جـدتو
همچون سگی برای آمدنت گریه می کنم
منبع:alirezashahnosh.blogfa.com