عتیقه فروش و گربه فروشی!
عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد.
دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده
وگربه در آن آب میخورد.
دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود
و قیمت گرانی بر آن می نهد.
لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری
آیا حاضری آن را به من بفروشی؟
رعیت گفت:...
چند می خری؟
گفت: یک درهم
. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد
و گفت: خیرش را ببینی.
عتیقه فروش پیش از خروج از خانه
با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است
در راه تشنه اش شود بهتراست
کاسه آب را هم به من بفروشی.
رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام.
کاسه فروشی نیست
منبع:http://23869.blogfa.com
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 9:6 توسط تيك
|
در این وبلاگ شما با موضوعات مختلف از همه جا و همه کس مواجه هستید!!!!!!!!!!